سيد محمد باقر برقعى
300
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مدّتى شد با كدويم « 1 » روز و شب در گفتگويم * با كدوى دهر خالى ، يا كه من خالى كدويم از گريبانم به هرآنى ، برآرم سر به حالى * گاه چون مور ضعيفم ، گه پلنگ تندخويم گاه پابند شريعت ، گه به تحقيق طريقت * نه از اويم نه از اين ، هم از اينم هم از اويم در طلب از بهر مقصودى كه نامش را ، ندانم * گه طريق كعبه گيرم ، گه ره بتخانه پويم سعىها كردم ، مگر پيدا كنم مطلوب دل را * اى عجب ديدم ؟ نديدم بازهم در جستجويم از طريقت آنچه ديدم ، گفت هريك را شنيدم * مىنشد حاصل اميدم ، همچنان در آرزويم هركه او را راهبر پنداشتم ، خود راهزن بد * راز دل را با كه بگويم ؟ چاره درد از كه جويم ؟ ناكسى را كس گمان بردم ، به راهش جان فشاندم * چون به مقصودش رساندم ، خود شد او اعدى عدويم آنكه را با خون دل از شيرهء جان پروريدم * روى نحسش را نبينم ، نام ننگش را نگويم چون شتر در زير بارم ، لاف آزادى برآرم * قوتم از خار بيابان ، آبم از خون گلويم داد ، از اين زندگانى كز براى لقمهنانى * گه رهين دوستانم ، گاه مرهون عدويم
--> ( 1 ) - كدو : سروكله